صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

412

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

است كه چهرهء درست آن از آدمى پنهان مىماند و او را به زحمت مىافكند ، و اصل آن « خدع الضبّ » ، يعنى سوسمار در لانه‌اش پنهان شد ، و « خدعه فى الشرّاء او البيع » وقتى خلاف آنچه كه در اصل بوده را به او نشان داد و به او ضرر رساند . ابو هلال تلاش مىكند تا تعريف تازه‌اى از غرور به شكلى ديگر ارائه دهد ؛ مىگويد : « اصل غرور ، غفلت است و غرّ كسى است كه امور را تجربه نكرده باشد ؛ گويى غرور ، شخص مغرور را به ضررى كه از آن غافل است ، مىافكند ؛ و خدع كسى است كه حقيقت امر از او پنهان بماند . » راغب در مفردات مىگويد : « غرور تمام چيزها مثل : مال ، مقام ، شهوت و شيطان است كه آدمى را مىفريبد ؛ و به شيطان تفسير شده است ؛ چون خبيث‌ترين فريبكاران است ؛ و به دنيا چون دنيا هم مىفريبد ، ضرر مىرساند و مىگذرد . » و شريف جرجانى در تعريف غرور مىگويد : « آرامش نفس به هر آنچه كه مطابق هواى نفس است و به طبع گرايش دارد . » اين تعريف با مجموعهء رذايل و طبايع پستى كه به نفس وارد مىشود منطبق است نه تنها با غرور . و شايسته است كه غضب ، هواى نفس ، شهوت ، حسد ، كبر ، طمع ، مقام و ديگر عناصر شر و فساد به آن شناخته شود . بدون شك ، بر غرور صادق است ، امّا در آن چيزى نيست كه خاصّ ماهيّت غرور و شخصيّت آن باشد . مثل تعريف ابو هلال و تعريفى كه از على بن عيسى نقل كرده است . خوب است اشاره شود كه جرجانى تمام تعريفش را از كتاب احياء غزّالى گرفته است . غزّالى تلاش مىكند تا در اين كتاب ابعاد غرور را بررسى كند و در برابر هر سخن خود از اين انسانهايى كه غرور در قلب و جانشان اقامه نموده ؛ يعنى كافران و عاصيان ، دو نمونه ارائه دهد . امّا غرور كفّار ؛ نمونه‌اش سخن برخى از آنان در درون و زبانشان مىباشد كه مىگويند : اگر خداوند معادى داشته باشد ما از ديگران به آن سزاوارتريم و خوشبخت‌تر و سعادتمندتر . چنان كه خداوند از قول دو نفرى كه باهم گفتگو مىكردند ، چنين خبر داده است : وَ ما أَظُنُّ السَّاعَةَ قائِمَةً وَ لَئِنْ رُدِدْتُ إِلى رَبِّي لَأَجِدَنَّ خَيْراً مِنْها مُنْقَلَباً « 1 » . منشأ غرور اينها آن

--> ( 1 ) - كهف ( 18 ) آيهء 36 : و گمان نمىكنم كه رستاخيز برپا شود ، و اگر هم به سوى پروردگارم بازگردانده شوم قطعا بهتر از اين را در بازگشت ، خواهم يافت .